|
آرزویم اینست که نرود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز وبه اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویشتن رها می گردد و ترا دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد وبیشتر از همه... رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت وحتی نمی توان سرود.با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی وداشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی و من همچون غربت زده ای در آغوش بیکران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت مینشینم ومیمانم تا ابد و تا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید عشق من . چشم های من اینک حال گریه دارد شب را در خیالش تا سپیده می بارد دستهای من تاب آن ندارد تا بگیرد خاطرات روزها ی رفته بر باد سایه ام در میان خاک و باد می برد جسم مرا در گرد باد. تو را دوست دارم تنها به خاطر خودت تو را با همه خوبی ها وزیبایی ها یت میپرستم وقتی نیستی به وسعت فاصله ها دستانم خالیست شب هنگام که به خوابم می آیی و چشم باز میکنم و می بینم که نیستی نگاهم طعم باران می گیرد. تقدیم به کسی که در کنارم نیست اما حس بودنش به من شوق زیستن میدهد.
به او بگویید دوستش دارم به صاحب چشمانی که آرامش قلب من است به صاحب دستانی که گرمای وجود سرد من است به صاحب قلبی که برای من نیست وبه او به او بگویید نگاهش زندگی را به من آموخت عشق را... محبت را... زیبایی را... بگویید قلبم همیشه برای اوست حتی اگر نخواهد حتی اگر آنرا دور بیندازد ومن عاشقانه وتا ابد دوستش دارم حتی اگر قلبش با من ومال من نباشد برای تو که تا حد پرستش دوستت دارم وبرای او که دوستش داری
ای مانده در یاد! در هر شفق در هرغروب تلخ و دلتنگ کز گردش چرخ خورشید غمگین چون سری آلوده در خون بدرود گویان میلغزد و در چاه مغرب می نشیند آن ((تلخ بدرود)) تو می آید به یادم. چشم غم آلود تو می آید به یادم در هر ((سحر)) در هر((فلق)) در هر ((سپیده )) کز بوسه ی گرم نسیم مهربانی لب های گل وا می شود بهر تبسم هر شب که مه می خندد و از آسمان ها تک تک ستاره می دمد همرنگ الماس الماس دندان تو می آید به یادم لب های خندان تو می آید به یادم در هر ((زمستان)) کز تابش خورشید برف از شاخه ی گل چون دانه اشکی_قطره قطره قطره قطره_ می لغزد و بربرگ گل ها می نشیند یا در شبی سرد هر گه که تک تک می خورد بر پشت شیشه انگشت باران اشک چوباران تو می آید به یادم حال پریشان تو می آید به یادم هرجا سخن ازعشق های مانده برجاست هرجا که چشمی سبز گون همرنگ دریاست هرجا سخن از وعده ی دیدار فرداست هیچ آشنا در ((یاد)) من نیست اما...((تو)) می آیی به یادم تنها...((تو)) می آیی به یادم. مهدی سهیلی
ابری نیست
چشم هایم لبهایم وجودم احساسم همه و همه منتطرند همه منتظرند تا تو بگویی از دنیایی دنیا بگویی از عشق از احساس دلت از تنفرت نسبت به من ازتمام جوارح و جوانحت بگویی بگویی حتی یک کلمه بگویی که چقدر از من متنفری و چقدر دوستم داری !
در نگرش عشق تک جمله ای می گویم وجوابی فراتر از کهکشانها می شنوم وقتی می شنوم ارکان دلم به لرزش می افتند و تپش قلبم صد برابر می شود آنقدر که گویی زمین لرزه ای با اوج بزرگی اتفاق افتاده گویی بمی دیگر ویران شده بمی که قلبم ارگ آن است قلبی از خشت قدیمی و کهنه و هزار ساله که نظر هر عاشق وهر رهگذری را به خود جلب میکند قلبی که اشک هر درمانده ای را درناودان خود جای می دهد و از شوری آن کوه نمکی میسازد قلبی که زخم زبانهای هر بی گناهی را به خود می خرد و جوی های خون حاصل از آن را جرعه جرعه می نوشد تا کمری خم نشود تا چهره ای از شرم خیس نشود تا لبی از خنده غد قن نشود تا دستی از یارش دور نماند تا نگاهی در بدرقه ی دوست بسته نباشد... دلم تنگ بود و هست و شاید هم بماند ومی نویسم نوشتم و خواهم نوشت تا تو بگویی... می خواهم از دل تنگم بگویم از تنها جایی که یخ نزده در سرمای امروزاز احساسم احساسی که هنوز با هههها گفتنش دلم را گرم نگه داشته وریشه ی حیات را به آن بخشیده از دریای پر تلاطم و طوفانی وجودم بگویم که هیچ قایقی در آن سالم نمی ماند از سخنی بگویم که فقط آن برایم مانده: دوستت دارم
ای به پاکی چون اب یادته گفتی بهم :تا شقایق هست زندگی باید کرد نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مرد دیگه با چی کسی رو دلخوش کرد یادته گفتی:اومدی سراغ من نرم و اهسته بیا که مبادا ترکی برداره چینی نازک تنهایی من اومدم اهسته نرم تر از یک پر قو خسته از دوری راه خسته و چشم براه یادته گفتی گاهگاهی قفسی می سازم می فروشم به شما تا با اواز شقایق که در ان زندانیست دل تنهاییتان تازه شود دیگه اون شقایق که اسیر قفس سهراب ساحل یک نفس نیست که تازکی بده این دل تنهایی من پس کجاست اون قفس شقایقت منو با خودت ببر به قایقت من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب تو خودت گفتی بهم بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه ی عشق تر است
|
About![]()
این شب ها
Home
|